جهانِ دو رگهِ مجازیتِ واقعی
«نگارنده بر این باور است که [سایت های شبکه بندی اجتماعی] یک جامعۀِ شبکه ای خود ساختۀِ مبتنی بر اتصال همیشگی است و نمیتوان آن را تنها یک جامعۀِ مجازی قلمداد نمود. زیرا این اتصال تنگاتنگ میان شبکههای «ظاهراً» مجازی و شبکههای درون زندگی وجود دارد. به سخنی دیگر،جهان واقعی در زمان ما نه جهان مجازی و نه جهانی جداسازی شده که تعاملِ «آنلاین» را از «آفلاین» تفکیک می کند، بلکه «جهانی دو رگه» است.»
تحلیلی که توسط «مایکل ویلموت، جامعه شناس» در سال (2010) بر مبنای دادههایِ جهانیِ بدست آمده از پیمایشِ ارزشهایِ جهانیِ دانشگاه میشیگان صورت گرفته است، نشان می دهد که استفاده از اینترنت از طریق افزایش احساس امنیت، آزادی شخصی و تأثیرگذاری، مردم را قدرتمند می کند. اینها همان احساساتی هستند که تأثیری مثبت بر بهزیستی شخصی دارند. این تأثیر به ویژه برای افراد کم درآمد و شایستگیهایِ کمترِ مردمِ جهانِ در حال توسعه و زنان مثبت است.
جنبش های اجتماعی شبکه ای شده همچون همه جنبش های اجتماعی در طول تاریخ، نشانی از جامعه ی خود را بر خود دارند. این جنبش ها عمدتاً از افرادی ساخته شدهاند که با فناوری های دیگیتال در « جهانِ دو رگۀِ مجازیتِ واقعی» در آسایش و سهولت زندگی می کنند. ارزش ها، اهداف و سبک و سیاقِ سازمانی این جنبش ها مستقیماً به فرهنگ خودمختاری ارتباط می یابد، فرهنگی که مشخصۀ نسل های جوانِ یک قرن جوان است.
گرچه این جنبش ها نمی توانستند بدون اینترنت وجود داشته باشند اما اهمیت آنها بسیار عمیقتر از وجودشان است. آنها برای ایفای نقش خود به مثابه کارگزاران تغییر در جامعه ی شبکه ای آماده اند، نقشی که در تضاد کامل با نهادهای سیاسیِ منسوخی است که از یک ساختار اجتماعیِ به لحاظ تاریخی کنار گذاشته شده به ارث رسیده اند.
البته نقش اینترنت و ارتباطات بی سیم(Trådlös) در جنبش های اجتماعی شبکه ای شدۀِ کنونی بسیار مهم است. اما فهم این نقش بر اثر بحثی بیمعنا در رسانهها و محافل دانشگاهی که منکر حضور فناوری های ارتباطی در ریشههای اجتماعی است، دشوار شده است. اگرچه روشن است که نه اینترنت و نه هیچ فناوری دیگری نمیتواند منبع «علیتِ اجتماعی» باشد.
جنبش های اجتماعی از تناقضات و تضادهای جوامع خاص نشأت میگیرند و انزجارهای مردم و برنامههای منتج از تجربه ی چند بُعدی آنها را بیان می کنند. با این حال الزامی است که همزمان بر نقش بسیار مهم ارتباطات در صورت بندی و عملکرد جنبش های اجتماعی، جه در حال حاضر و چه در طول تاریخ، تأکید نماییم. زیرا مردم تنها از طریق اتصال با یکدیگر، به اشتراک گذاردن خشم خود، احساس با هم بودن ، ساخت پروژه های جایگرین برای خود و جامعه به طور کلی میتوانند «سلطه» را به چالش کشند.
قابلیت اتصال مردم بستگی به شبکههای تعاملیِ ارتباط دارد. درواقع شکل اصلی ارتباطاتِ افقیِ بزرگ مقیاس در جامعه ما مبتنی بر اینترنت و شبکههای بی سیم است. افزون بر این، از طریق این شبکههای ارتباط دیگیتال است که جنبش ها زندگی و عمل می کنند. و قدرمتیقن در تعامل با ارتباطات رودر رو و اشغال فضای شهری اند.
اما شبکههای ارتباطی دیگیتال بخشی جدایی ناپذیر در عملکرد و سازمان این جنبش ها هستند. جنبش های اجتماعی شبکه ای شده ی زمان ما تا اندازه زیادی مبتنی بر اینترنت اند که بخشی لازم اما ناکافی برای کُنش جمعی آنهاست.
شبکههای اجتماعی دیگیتالِ مبتنی بر اینترنت و پلتفورم های بی سیم، ابزارهایی اساسی برای بسیج، سازماندهی، هم اندیشی، هماهنگی و تصمیم گیری اند.
به دیگر سخن، اینترنت تنها ابزار نیست؛ اینترنت شرایط را به منظور شکلی از عمل مشترک فراهم می کند. این فناوری با حفظ ارتباط میان مردم در درون جنبش و با جامعه به طور کلی، در راه طولانی تغییر اجتماعی که نیازمند غلبه بر سلطه یِ نهادینه شده است، از جنبش در مقابل سرکوب فضاهای فیزیکی آزاد شده اش محافظت می کند.
افزون بر این، ارتباط بنیادی عمیقی بین اینترنت و جنبش های اجتماعی شبکه ای شده وجود دارد: : آنها هر دو در یک فرهنگ خاص مشترک اند،یعنی «فرهنگ فرد شدگی» و «خودمختاری»، که میتوان آن را قالب فرهنگیِ بنیادینِ جوامع معاصر دانست.
جنبش های اجتماعی اگرچه از رنجِ مردم نشأت میگیرند اما از جنبش های اعتراضی متفاوت اند.
جنبش های اجتماعی اساساً جنبش های «فرهنگی» هستند، جنبش هایی که خواستههای امروز را به برنامههای فردا متصل می نمایند. درواقع جنبش هایی که ما اکنون شاهد آن هستیم، با تأکید بر استقلال مردم از نهادهای جامعه، تجسم بخش برنامههای بنیادین تبدیل مردم به کارگزاران زندگی خود هستند. به همین جهت است که این جنبش ها به عنوان کُنش گران جمعی، به رغم درخواست اقدامات ترمیمی برای مقابله با سیه روزیهای کنونی بخش بزرگی از جمعیت، به نهادهای موجود اعتماد نمیکنند و با جستجوی یک قرارداد اجتماعی جدید، در مسیر نامطمئن ایجادِ اَشکالِ نوینِ معاشرت گام می گذارند.
در پس زمینه ی این فرایند تغییر اجتماعی، دگرگونی فرهنگی جامعه های ما قرار دارد. درواقع ویژگیهای اساسی این دگرگونی فرهنگی به ظهور مجموعه ی جدیدی از ارزشها مربوط میگردد که میتوان با عنوان «فردشدگی» و «خودمختاری» تعریف و تبیین نمود.
* فردشدگی عبارتند از گرایشی فرهنگی که بر برنامههای فرد به مثابه مهمترین اصل جهت دهنده بر رفتار او تأکید می کند. فرد شدگی البته همان فردگرایی نیست، زیرا برنامه فرد ممکن است به سوی کُنش جمعی و آرمانهای مشترکی چون «حفظ محیط زیست» یا ایجاد اجتماع جهت گیری شده باشد، اما فردگرایی بهزیستیِ فرد را هدف نهاییِ برنامه ی فردی شده ی خود قرار می دهد.
* خودمختاری اما مفهوم گستردهتری دارد به طوری که میتواند هم به فرد و نیز به کُنش گران جمعی مربوط شود. خودمختاری اشارهای دارد به ظرفیت یک کنش گر اجتماعی برای تبدیل شدن به سوژه از طریق تعریف کنش خود پیرامون برنامههای ساخته شدۀِ به طور مستقل از نهادهای جامعه و ایضاً بر اساس ارزشها و منافع آن کنش گر اجتماعی.
به نظر می رسد که اینترنت پلتفورمِ ارتباط سازمانیِ مورد نیاز برای «ترجمۀِ فرهنگ آزادی» است. البته این فناوری را دانشمندان و هکرها آگاهانه و به عنوان یک شبکه ی ارتباط کومپوتریِ نامتمرکز طراحی کردند تا بتواند در مقابل کنترل اعمال شده از سوی هرگونه مرکز فرمان مقاومت نماید.
بر این پایه فرهنگ آزادی در سطح اجتماعی و فرهنگِ « فرد شدگی» و «خودمختاری» در سطح کُنش گران اجتماعی به طور هم زمان، شبکههای اینترنتی و جنبش های اجتماعی شبکه ای شده را ایجاد کرد. که این امر بر اساس یک پژوهش میدانی بین (سال های 2002 تا2007) نشان داد که هر چه مردم در هر یک از جنبههای شش گانه خودمختاری (شخصی، حرفه ای، کارآفرینی، ارتباطی، بدنی و سیاسی – اجتماعی) خودمختارتر بودند با اشتیاق بیشتری از اینترنت استفاده میکردند و استفاده بیشتر منتج به افزایش درجه خودمختاری اشان می شد. که میتوان اینگونه ارزیابی کرد که دور مؤثری میان فناوری های «آزادی و مبارزه برای آزاد کردن ذهنها از چارچوب های سلطه وجود دارد.»
درواقع میتوان گفت که اینترنت از فرهنگ آزادیِ متداول در دانشگاهها از دهه (1970) ظهور کرد و از ابتدا مبتنی بود بر «پروتکل های متن باز، پروتکل های«TCP/IP»* توسعه یافته توسط «وینت سرف و رابرت کان،Vint Cerf and Robert Kahn» ( از این دو شخص به عنوان پدران اینترنت یاد می شود)
پس از این، این فناوری به یاری شبکه ی جهان گستر که یک برنامه ی متن باز دیگر تولید شده توسط« تیم برنرز – لی،Tim Beers- Lee» تبدیل به شبکه ای کاربر پسند در مقیاس وسیع شد.
اساساً عمیقترین دگرگونی اجتماعیِ اینترنت در دهه نخست قرن بیست و یکم رخ داد. این دگرگونی عبارت بود از گذار از تعامل فردی و شرکتی در اینترنت ( به عنوان نمونه: استفاده از ایمیل) به ساخت مستقلانه ی شبکههای اجتماعی که کاربرانشان آنها را کنترل و هدایت می کنند. این دگرگونی، از پیشرفتهای رخ داده در پهنای باند و نرم افزارهای اجتماعی و ظهور سپهر وسیعی از سامانه های توزیعی که شبکههای اینترنتی را تغذیه میکنند نشأت گرفت.
حال آنکه این روزها سایتهای شبکه بندی اجتماعی مبدل به پایگاه هایی به منظور همه ی انواع فعالیتها شده اند. فعالیتهایی که نه تنها شامل دوستیهای شخصی و گفتگو می شود، بل، بازاریابی، تجارت الکترونیک، آموزش، خلاقیت فرهنگی، توزیع رسانه ای و سرگرمی، کاربردهای سلامتی و هزاربار مهمتر، کُنش گراییِ سیاسی – اجتماعی را نیز در بر می گیرد.
سایتهای شبکههای اجتماعی فضاهای فعالی هستند که تمامی جنبههای زندگیِ انسانها را به یکدیگر متصل می سازند. درواقع این سایتها با ایجاد فرهنگِ به اشتراک گذاری، فرهنگ را دگرگون می نمایند. و ایضاً کاربران این سایتهای شبکه بندی اجتماعی از زمان و فضا پیشی می گیرند.
مردم در شبکه هایشان در تعاملات چندگانه ی دائمی به نحوی مشترک تکامل می یابند البته شرایط این تکاملِ مشترکِ خود را، خود برمی گزینند. به دیگر سخن سایتهای شبکه بندی اجتماعی را خود کاربران بر اساس هم معیارهای خاص گروه بندی و نیز شبکههای دوستیِ گستردهتر می سازند.
این سایتها را مردم، بر مبنای پلتفورم ها یا پایگاه های فراهم شده توسط «سوداگرانِ ارتباطات آزاد و با سطوحِ متفاوت آشکارگی و محرمانگی» طراحی می کنند.گرچه میتوان گفت:«کلید موفقیتِ یک سایت شبکه بندی اجتماعی «ناشناس بودن نیست، بل، بر عکس، خود – بازنماییِ شخص واقعیِ متصل به اشخاص واقعی است.» مردم شبکهها را میسازند تا با دیگران باشند، با دیگرانی باشند که میخواهند با آنها باشند، البته بر اساس و مبنای همان معیارهایی که شامل افرادی که از پیش میشناسد یا آنهایی که دوست دارند بشناسند نیز می شود.
نگارنده بر این باور است که [سایت های شبکه بندی اجتماعی] یک جامعه ی شبکه ای خود ساخته ی مبتنی بر اتصال همیشگی است و نمیتوان آن را تنها یک جامعه مجازی قلمداد نمود. حال آنکه اتصالی تنگاتنگ میان شبکههای «ظاهرا» مجازی و شبکههای درون زندگی وجود دارد. به سخنی دیگر، جهان واقعی در زمان ما نه جهانی مجازی و نه جهانی جداسازی شده که تعاملِ «آنلاین» را از «آفلاین» تفکیک می کند، بلکه «جهانی دورگه» است. در این جهان است که جنبش های اجتماعی شبکه ای شده در گذاری طبیعی برای بسیاری از افراد زاده می شوند، گذار از اشتراک گذاریِ معاشرت پذیری، به اشتراک گذاری خشم، امید و منازعه.
* «TCP/ IP: Transmission Control Protocol / Inteet Protocol» از
مهمترین پروتکل های استفاده شده در شبکههای کومپوتری است. اینترنت به عنوان بزرگترین شبکه موجود، از این پروتکل برای ارتباط دستگاههای متفاوت استفاده می کند. منظور از پروتکل به طور ساده، مجموعه ی قوانین لازم به منظور قانونمند کردن نحوۀِ ارتباطات در شبکههای کومپوتری است.
* «Vint Cerf,دانشمند و استاد آمریکایی» و «Robert, Bob Kahn»,انگلیسی، این دو از پیشگامان عرصه اینترنت و از پایه گذاران پروتکل(TCP/ IPهستند که اساس ارتباطات اینترنتی را تشکیل می دهد. ایشان به عنوان پدران اینترنت شناخته شده اند
نیره انصاری، حقوق دان، نویسنده و پژوهشگر
1،11،2016میلادی
برابر با 11،8،1395 خورشیدی
مخالفت آقا[ی] خامنه ای با ادامه ی اجرای سند2030 سازمان های ملل و یونسکو...
ما را در سایت مخالفت آقا[ی] خامنه ای با ادامه ی اجرای سند2030 سازمان های ملل و یونسکو دنبال میکنید
برچسب: مجازیتِ, نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 19:16