اخوان المسلمین

خرید بک لینک

آشنایی با فرهنگ اصطلاحات سیاسی/ حقوقی

«اخوان المسلمین؛Moslem Brotherhood»

برخی اصول و محورهای اسلامی مهم مورد تأکید اخوانی ها عبارتند از»

- اسلامی کردن نظام قضایی، حفظ حقوق زنان «مطابق موازین شرعی»، احیای سنت وقف، ایجاد نهادهای حمایتی مانند «نهاد زکات، حرکت به سمت اقتصاد اسلامی» از جمله ایجاد بانک و نهادهای سرمایه گذاریِ اسلامی، «ایجاد روحیه جهاد و احیای ارزشهای اسلامی»

«همچنین آقای محمدعلی مهتدی کارشناس خاورمیانه و پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش های علمی و استراتژیک خاورمیانه گفتکه یکی از مقامات بلندپایه آنها در گفتگو با وال استریت ژورنال و به نقل از برهان علیون اعلام کرده است که اگر ما در جنگ با دولت سوریه پیروز شویم، ارتباط با ایران و حزب الله و حماس را قطع می کنیم

اخوان المسلمین حزبی و یا به تعبیری دقیق تر، جنبشی بود که در سال (1929) توسط (حسن البناء) در مصر بنیانگذاری شد و هدفش پیروی از باورها و اعتقادهای اسلامی به سبک قرن هشتم میلادی یعنی مقارن با صدر اسلام است.این جنبش در بین مسلمانان کلیه طبقات طرفدارانی یافته و در پایان جنگ بینالمللی دوم تقریباً دو میلیون عضو و نفوذ قابل توجهی بر حکومت های عربی به ویژه مصر داشت. هواداران اخوان المسلمین نخست وزیر مصر را که در سال (1948) این جنبش را غیر قانونی اعلام کرده بود، ترور و متعاقب آن، حسن البناء کشته شد اما حکومت وقت به اخوان المسلمین مجوز فعالیت داد.

اخوان المسلمین ابتدا از انقلاب (1951) مصر طرفداری کردند اما پس از این با تلاش مصر به منظور ایجاد روابط نزدیکتر با غرب مخالفت ورزیده و خواستار آن شدند که سیاست دولت پیش از اجرا برای تصویب به اخوان المسلمین ارائه گردد. در سال (1954)، اخوان المسلمین کوشیدند تا ناصر رئیس جمهور مصر را از بین ببرند ولی موفق نشدند و ناصر اخوان المسلمین را منحل اعلام نموده و اموالشان را توقیف نمود.

پس از این رویداد، مرکز امور مهمه ی اخوان المسلمین از قاهره به دمشق منتقل شده و به صورت یک سازمان زیرزمینی شروع به فعالیت نمود.

جمعیت اخوان المسلمین که در سال (1928) در اسماعیلیه تأسیس گردیده بود؛ در سال (1948) پس از مدتی منحل شد، اما دوباره فعالیتش را از سر گرفت. این جمعیت در سال (1957) پس از سوء قصد به جان عبدالناصر رئیس جمهوری مصر، غیرقانونی اعلام گردید.

دولت عبدالناصر هر چند با اخوان مقابله کرده و آنان را سرکوب نمود، اما شعارهای سیاسی ایشان را پذیرفت و به نام خود [مصادره] کرد. این خدعه ( که امروزه بسیاری از دولت های عربی در خاورمیانه آن را به مار می بندند) مبنای ادعای جمعیت را به عنوان تنها ندای «وجدان مصر» متزلزل کرد و شاید یکی از انگیزههای اصلی کاهش محبوبیت آنان بین توده های مردم مصر شد و نظرگیرنده اینکه دفاع دولت مصر از سیاست سوسیالیستی خود در برابر روحانیون مخالف بیشتر بر عقاید مضطفی السباعی، رهبر اخوان المسلمین سوریه ابتناء دارد بر اینکه در کتاب سوسیالیسم اسلامی کوشیده است تا «سوسیالیسم را با اسلام سازش» دهد!

افزون بر این بنیاد بسیاری از نظریههای رسمیِ جاری سوسیالیست های عرب در موارد گوناگون اعم از نیاز مبارزه با «استعمار فرهنگی» یا زیان های فرقه بازی یا سودمندی بیطرفی مثبت یا فضایل سوسیالیسم مصر که به ادعای مبلغانش بینابین سرمایه داری و کمونسیم، مدیون تعلیمات اخوان است.

[اخوان المسلمین] سوریه] توسط دکتر مصطفی السباعی در سال (1935) در شهر حلب و با الگوبرداری از اخوان المسلمین مصر شکل گرفت. مراد از تاسیس این جریان در سوریه مقابله با اِشغال این کشور از سوی فر انسه، سامان دادن به اوضاع نابسامان اقتصادی و از میان برداشتن فاصله های موجود بین جهان عرب از طریق احیای اسلام بود. اما پس از استقلال سوریه و قدرت گرفتن رژیم سکولار بعث، مبارزه با این رژیم در راس اهداف این جنبش قرار گرفت.

پس از این حوزه فعالیتهای اخوان گسترش یافت و این امر از سویی به منظور همکاری این جنبش در بازپس گیری فلسطین شمالی با دنیای غرب بود و از دیگر فراز این امر معلول کوچ برخی رهبران و اعضای اخوان المسلینِ مصر به سوریه، پس از انحلال اخوان مصر در سال(1954) در این کشور بوده.است.

در آن دوره، ی زمانی فعالیت اخوان در مصر ممنوع اعلام شده بود و دفتر این جنبش در قاهره تعطیل گردیده و اموالش نیز مصادره شده بود. به همین جهت اعضای اخوان المسلمین مصر از قاهره به دمشق آمدند و مرکزیت خود را در این شهر قرار دادند. از این پس مصطفی السباعی با همکاری اخوان المسلمین مصر، رهبری اخوان را عهده دار شد. البته باید توجه داشت که اخوان المسلمین سوریه از نظر ساختاری مانند اخوان مصر بود و گرچه دو گروه یکدیگر را جنبش واحد میدانستند؛ اما در عمل خودمختار بودند.

در دهه ی چهل و پنجاه میلادی اخوان المسلمین سوریه نقش بسیار فعالی در سیاست داخلی ایفاء کرده و با حزب کمونیست و حزب بعث به رقابت پرداخت. مصطفی با تلاش، حزبِ خلق را که خواستار وحدت سوریه با عراق بود تاسیس کرد. جنبش اخوان المسلمین هشت سال پس از آن با وحدت سوریه و مصر نیز در چهارچوب و چوکات جمهوری عربی متحده مخالفت ورزید. این وحدت، رهبران را به این ضرورت رساند که در سیاست فعال تر باشند.

پس از مرگ مصطفی السیاعی، عصام رضا العطار در سال (1964) رهبری این جنبش را بر عهده گرفت و به اصطلاح «مراقبِ عام » این گروه شد. بارزترین و برجستهترین ویژگی جنبش اخوانِ سوریه، مخالفت همیشگی با دولت این کشور بوده است.

انشعاب در اخوان المسلمین سوریه

برخی از اعضای جنبش بر این باور بودند که ارشاد مردم و دولت، نتیجهای در بر ندارد و بر این اساس «راه جهاد » علیه دولت را برگزیدند و به نحوی رسمی راه خود را از گروه میانه روی اخوان المسلمین سوریه جدا ساختند. این انشعاب پس از مرگ سباعی و در زمان رهبری عصام العطار صورت گرفت. عطار به جهت مخالفت با «جهاد» و «اقدام مسلحانه » علیه رژیم از سایر رهبران جدا شد. عطار به عنوان فردی که به شدن به اصلاح باورمند بود، نمیتوانست «خشونتِ انقلابی » را بپذیرد.

از این رو وی از محل تبعید خود در آلمان از حافظ اسد به دلیل میانه رویِ ایدئولوژی حمایت کرد و این امر موجب انشعاب در اخوان سوریه شد. امین یاغان (یکن یا یاکان) که از اندیشههای مروان جدید پیروی می کرد، با این تصمیم به مقابله پرداخت؛ زیرا وی باور داشت که از راههای نظامی باید به مقابله با دولت پرداخت. گروهی از اهالی شمال سوریه، از یاغان حمایت کردند و مخالف سیاستهای عطار شدند. این گروه موسوم به گروه شمالی اخوان اند. در برابر گروهی به طرفداری از عطار پرداختند و به گروه میانه رویِ دمشق موسوم گشتند.

گروه شمال در اوائل دهه ی هفتاد اقدامها خرابکارانه و تروریستی خود را شدت بخشید؛ به نحوی که این اقدامها در بهار (1979) به آستانه جنگ داخلی در شهرهای شمالی و مرکزی رسید. پس از فروکش کردن شورش، رهبران گروههای مختلف اخوان المسلین، جبهه اسلامی یا ملی را در سوریه به وجود آوردند.

در سال (1980) این جبهه شیخ محمد ابو نصر البیانونی ( البینونی) را به عنوان دبیرکل انتخاب نمود. او پس از گذشت یک ماه، طی بیانیه ای خواستار سقوط نظام سوریه و تبدیل آن به نظامی دموکراتیک و آزادی بخش که ابتناء دارد بر مبانی اسلام گردید. در بین سالهای (1981 و 1982) فعالیت نیروهای امنیتی بر ضد جبهه ی اسلامی در شهرها و روستاهای شمال و مرکز سوریه ادامه یافت. سال (1982) زمانی که دامنه شورش گستردهتر گشت و به شهر «حمات» رسید نیروهای افراطیِ جبهه وارد نبرد شدند و به مدت سه هفته در برابر ارتش سوریه مقاومت کردند. اما نتوانستند در مقابل حملات توپخانه ای و نیروی هواییِ ارتش مقاومت نموده و در نتیجه شهر سقوط کرد. به رغم شدت مبارزه و درخواست های رهبران جبهه اسلامی قیام حمات موجب درگیری یک قیام عمومی سراسری در سوریه نشد. پس از فروکش نمودن شورش، رهبر در تبعید جبهه ی اسلامی (عصام العطار) به مخالفان لیبرال و سوسیالیست پیوست تا ائتلاف ملی را به منظور آزادی سوریه تشکیل دهند.

پراکندگی جغرافیایی

اخوان المسلمین سوریه، در شهر حلب، حُمص و دمشق حضور دارند و برجستهترین مرکز امور مهمه آنان، شهر حلب است. کمتر از 30% درصد جمعیت سوریه را اقلیتهای مختلف مسیحی، علوی، شیعی و دروزی تشکیل میدهند و بیش از 70% درصد مردم این کشور از اهل سنت هستند و از این میان اخوانی ها بیش از 10% درصد از جمعیت اهل سنت را تشکیل نمی دهند. به بیانی دیگر، شاید جمعیت اخوانی ها در حدود 4 تا 8% کل جمعیت شوریه باشند.

عقاید کنونی جنبش اخوان

اخوان سوریه تحت تأثیر اندیشه حسن البناء حکومت را رکنی از ارکان اسلام می داند. حسن البناء می گفت:« پیامبر (6) حکومت را ستونی از ستونهای اسلام معرفی کرده است. از این رو موضوع حکومت در بخش عقاید و اصول عقاید و نه در فقهیات و فروع قرار دارد.»

هدف نهایی اخوان المسلمین مصر برپایی نظام اسلامی است تا در محیط اسلامی خالص فرهنگ اسلام به تمام معنا حاکم شود. نه اینکه دولتی به وجود آید که تنها نام اسلام را برخود گذارد. به زعم این گروه منشاء قدرت در حکومت اسلامی مردم هستند و حاکم. این قدرت را از مردم میگیرد و افزون بر این «اصل شورا» نظارت مردم بر قانون را تأمین می کند. با توجه به تأکید اخوان مصر بر تشکیل چنین حکومتی، این اندیشه در اخوان سوریه ضعیف است. به همین جهت اخوان سوریه تا سال (1980) در پی تشکیل حکومت نبود. اما از سال (1980) که اخوان شکست خورد و پس از تشکیل «جبهه اسلامی سوریه»، این جنبش به تشکیل حکومت تمایل یافت و در سال (1982) به طور گسترده دست به شورش زد و شهر «حمات» را تحت کنترل خود درآورد.

اخوان سوریه در اصول و ارزشها و محتوای اسلامی بر این باور است که اسلام با جوهره ی توحیدی و ارزشهای همراه با «تسامح و تساهل»، بهترین اصل برای جامعه سوریه قلمداد می شود. این گروه همچنین طرح خود را برای آینده سوریه بر اساس قرآن، سنت و اهداف شریعت می داند. برخی اصول و محورهای اسلامی مهم مورد تأکید اخوانی ها عبارتند از

- اسلامی کردن نظام قضایی، حفظ حقوق زنان «مطابق موازین شرعی»، احیای سنت وقف، ایجاد نهادهای حمایتی مانند «نهاد زکات، حرکت به سمت اقتصاد اسلامی» از جمله ایجاد بانک و نهادهای سرمایه گذاریِ اسلامی، «ایجاد روحیه جهاد و احیای ارزشهای اسلامی» و مبارزه با فساد.

- در خصوص تحزب (احزاب) میتوان بیان داشت که جماعت اخوان مصر نمونهای کامل از حزبی «انحصار طلب» است که برای لغو دیگر احزاب و انحلال آنها و یکپارچه ساختن شان در حزبی (واحد) تلاش می کرد، اما در سوریه تحول عملی جماعت از رویکرد «انحصارطلب» به رویکرد «تکثرگرا» در تشکیل « جبهه سوسیالیسم اسلامی» نمود یافت. حتی پا را فراتر گذاشت و این احتمال به وجود آمد که به نوعی «حزب دموکراتیک اسلامی» همچون احزاب دموکراتیک مسیحی در اروپا و امریکای لاتین بدل شود. مواضع این جبهه عبارت بود از: دفاع از نظام جمهوری در برابر طرح سوریه بزرگ، مخالفت با طرح دفاع مشترک از خاورمیانه، ایجاد سیاست بی طرفیِ مثبت، طرح اصلاحات بنیادین کشاورزی، همکاری اقتصادی و سیاسی با اتحاد جماهیر شوروی و طرح سوسیالیسم اسلامی جایگزین کمونیست!

- در خصوص مشکل رابطه دین و حکومت؛ السباعی مشخصاً ترجیح می داد، مادهای مبنی بر پذیرش دین اسلام به عنوان دینِ حکومت در پیش نویس قانون (1951) گنجانده شود. وی در نهایت موضع خود را تعدیل و اعلام نمود که اسلام و شریعت اسلام منبع اصلی قانون گذاری است. در نتیجه دو مکتب در اخوان سوریه شکل گرفت: مکتب سنتی لیبرالیسم که با ابزار سیاسی و پارلمانی و تبلیغات فعالیت میکرد و بهترین نماینده آن السباعی بود؛ - دیگری مکتب رادیکالیسم اعتراضی که به کودتا و اِعمال خشونت اعتقاد داشت.

- اخوان المسلمین سوریه بر تشکیل مجلس نمایندگن از راه انتخابات آزاد و صالح به منظور قانون گذاری و نظارت بر امور کشور تأکید میکند و تکثرگرایی و وجود احزاب سیاسی متعدد را می پذیرد.

- همچنین در خصوص آزادی و حقوق سیاسی – اجتماعی شهروندانِ «باورمند» به آزادیِ اجتماعات و مشارکت در آن به استثنای مواردی است که به امنیت عمومی و گسترش خشونت یاری رساند. با توجه به وجود اقلیت هایی چون مسیحیان و علویان در جامعه سوریه و همچنین تجارب معطوف به رویکردهای مذهبی اخوانی ها در گذشته که احتمال برداشتهای رادیکالی از آن می رفت. اخوان المسلمین کوشش میکند با تأکید بر آزادی مذهبی هرگونه دیدگاه منفی در خصوص این گروه و پیامدهای به قدرت رسیدن آن را کاهش دهد.

در حقیقت، این نوع دیدگاههای اخوان المسلمین به ویژه در سوریه بیشتر به مشروعیت سازی برای این گروه و کاهش نگرانیهای سایر گروههای در خصوص پیامدهای به قدرت رسیدن آن معطوف است. بدین سان میتواند به عنوان دیدگاهی «ابزرای» مطرح گردد. ایضاً که با مبانی تفکر سیاسی اسلام گرایانه اخوان المسلمین همخوانی چندانی ندارد.

- از دیگر مسائل و موضوعات اجتماعی، همانا تأکید اخوان بر آزادی تشکیل سازمان های مردم نهاد، سندیکاها و کمیته های دفاع از حقوق بشر، تضمین حقوق زنان برای مشارکت سیاسی و به کسب مناصب دولتی و محدود نمودن حوزه فعالیتهای دولتی به حفظ امنیت داخلی و کیان دولت و ممنوعیت آنان در سرکوب جریان های سیاسی است. اخوان افزون بر تأکید بر سایر حقوق اجتماعی، شهروندان مانند حمایت های بهداشتی، درمانی، آموزشی به مسائل و حقوق اقتصادی افراد جامعه نیز توجهی ویژه دارد و نیز بر ایجاد اشتغال و معیشت تأکید می نماید.

- دیدگاه اخوان در خصوص تفکیک و استقلال قوا مثبت است و آن را از جمله اصول سیاسی مهم خود می داند. به ویژه در خصوص« استقلال قوه قضائیه و تأثیر نپذیرفتن از قوه مجریه و حکومت»؛ زیرا استقلال قوا را از ویژگی اصلی حکومت های دموکراتیک میداند که با هدف جلوگیری از تسلط مجریان سیاسی بر همه شؤون کشور انجام می گیرد، اما اخوان هدف اصلی از تأکید بر این مساله را عمدتا جلوگیری از تحت تأثیر قرار گرفتن امور قضایی از سیاستها و خواستههای حکومتی می داند.

نکته برجسته این است که اخوانی ها پس از تأکید بر استقلال قوای سه گانه، آن را تنها به قوه قضائیه محدود می نماید و از چگونگی اعمال چهرچوب های اسلامی در قوای اجرایی و تقنینی سخن نمی گویند. حال آنکه قوای سه گانه در نظام های سیاسی مختلف با توجه به تفاوت در روابط و چگونگی استقلال، ناگزیرند، نوعی تعامل با یکدیگر داشته باشند و این مساله میتواند نظام و قوه قضائیه اسلامی را دچار ناهمخوانی و ناهماهنگی کند.

- اقتصاد اسلامی از مهمترین عقاید جنبش اخوان است. برخی از باورهای آنان در این زمینه عبارتند از:

ایجاد شغل برای همه مردم، بهره برداری از منابع ثروت طبیعی، تحریم منابعِ حرامِ درآمد کم کردن فاصله های طبقاتی، کوشش برای تأمین آسایش همگانی، تائید مالکیت خصوصی تا آنجا که به مصالح عمومی آسیب نزند، تنظیم سیستم معاملات پولی و مالی/

ریشه دیدگاههای اخوان المسلمین بدین گونه است:

- تأکید و دعوت آنان به ضرورت دلیل یابی و اهمیت بازگشت به دو منبع اصلی (قرآن و سنت) و تأکید بر توجیه کامل و پرهیز از هر نوع مشترک، بر اساس دعوت سلف است.

- حسن البناء مفاهیم گذشته را افزون بر اموری از قبیل ایستادگی در برابر افکار مهاجم را که در همه جا، به ویژه در مصر گسترش یافته، در دعوت خود نیز گنجانده است.

- دعوت اینان متأثر از دعوت های محمدبن عبدالوهاب، سنوسی و رشیدرضا است. و بیشتر این دعوت ها در حقیقت گسترش مکتب «ابن تیمیه است که برگرفته از مکتب احمدبن حنبل» است.

- گرایش اخوان المسلمین به تهذیب و تربیت نفس و رسیدن به مدارج بالای کمال، متأثر از صوفیه است و براین باورند که صوفیه از هر نوع بدعت کج روی، ذلت و امور سلبی دور و دارای عقیدهای سالم است.

عوامل گرایش های اخوان سوریه

فعالیتهای اخوان در ابتدا برمدار رادیکالیسم و انقلابی گری نبود و تنها در جنگ با اِشغالگران صهیونیست در سال(1948) هزاران فرد مسلح از اخوان مصر، سوریه و اردن راهی جبهه های نبرد شدند.

اخوان المسلمین مصر کوشید تا بقای خود را حفظ نماید و حتی در برخی مقاطع در فعالیتهای پارلمانی مشارکت کرد. اخوان در اردن تا حد زیادی چهارچوب و چوکات سیاسی نظام پادشاهی را پذیرفت و کوشید در قدرت شرکت نماید. اما در سوریه اخوان المسلمین رویکرد تقابلی داشت و با رویکرد انقلابی و تهاجمی و حتی درگیری نظامی با دولت، برای ایجاد حکومت اسلامی تلاش نموده است. اعتدال گرایی و گرایش به سوی جامعه مدنی و مشارکت سیاسی مسالمت آمیز و دوری از خشونت و رویارویی مسلحانه نیز برای نخستین بار از سوی اسلام گرایان مصری گرفته شد و به سایر مناطق جهان عرب گسترش یافت. اما اخوان المسلمین سوریه موضع رادیکال تری داشت. آنها پیش از کودتای (1963) حزب بعث در طول دهه های (1940 و 1950) در هیئت سیاسی و پارلمانی سوریه فعالیت مسالمت آمیز داشت؛ اما پس از کودتای (1963) اسلام گران سوری به تدریج اقدامها جمعی خشونت بار روی آوردند.

دیدگاههای کنونی اخوان سوریه در قبال ایران، لبنان و فلسطین

نظر به آنچه پیش گفته شد؛ دیدگاههای کنونی اخوان با زمان ماضی بسیار متفاوت است و اعتقاد به ایران و شیعه نیز از این قاعده مستثناء نیست. رهبر امروز اخوان سوریه بر این نظر است که ایران و لبنان به سوریه یاری می رسانند. بنابراین، این دو کشور باید مخالفت نمود. یوسف قرضاوی گفته است:« کشته شدن یک سوم مردم سوریه برای حاکمیت یافتن دو سوم جایز است. بعد به او اعتراض شد در توجیه نظر خود گفت؛ یک سوم، شهید شود تا دو سوم به حکومت برسند.»

مراد قرضاوی از کشته شدن یک سوم، کشته شدن علوین[ زیرا اینها کافرند و زنان شان فاحشه اند] و شیعیان سوریه بود و حاکمیت دوسوم حاکمیت اهل سنت بود.

همچنین آقای محمدعلی مهتدی کارشناس خاورمیانه و پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش های علمی و استراتژیک خاورمیانه گفت:« که یکی از مقامات بلندپایه آنها در گفتگو با وال استریت ژورنال و به نقل از برهان علیون اعلام کرده است که اگر ما در جنگ با دولت سوریه پیروز شویم، ارتباط با ایران و حزب الله و حماس را قطع می کنیم.»

پایان سخن

به دلیل وجود برخی شرایط سیاسی و اجتماعی، اخوان المسلمین سوریه که کمتر از (10%) از مردم سوریه را همراه خود دارد، به سمت خشونت روی آورده و نام آن را «جهاد» نامیده است. این گروه با یاری برخی دیگر از گروههای افراطی در سوریه به تقابل با حکومت بشاراسد و ستیز با شیعه پرداخته است، اگرچه به حیث فکری، تفاوت چندانی با اخوان المسلمین مصر ندارد.

منابع:

_ احمدی، حمید – جامعه شناسی جنبش های اسلامی، تهران – انتشارات دانشگاه امام صادق 1390

- خامه یار، عباس – ایران و اخوان المسلمین، عوامل همگرایی و واگرایی، تهران – مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور،1390

- گروه پژوهش، مؤسسه تحول اندیشههای سیاسی اخوان المسلمین در جهان عرب، فصلنامه جهان اسلام سال 12،ص 46، تابستان 1390

نیره انصاری، حقوق دان، نویسنده و پژوهشگر

1،7،2017 میلادی

برابر با11،4،1396 خورشیدی


مخالفت آقا[ی] خامنه ای با ادامه ی اجرای سند2030 سازمان های ملل و یونسکو...

ما را در سایت مخالفت آقا[ی] خامنه ای با ادامه ی اجرای سند2030 سازمان های ملل و یونسکو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 8:26

صفحه بندی